مهاجرت به آلمان برای بسیاری از ایرانیان، با رویای تحصیل در دانشگاههای برتر یا کار در شرکتهای غولپیکر صنعتی آغاز میشود.
ماهها و گاهی سالها وقت صرف یادگیری گرامرهای پیچیده، حفظ کردن آرتیکلهای آزاردهنده و پاس کردن آزمونهای سختگیرانه گوته یا تلک میشود.
اما درست در لحظهای که هواپیما در فرانکفورت یا مونیخ به زمین مینشیند و شما وارد اولین نانوایی (Bäckerei) یا ایستگاه قطار میشوید، با حقیقتی تلخ روبرو میشوید: زبانی که مردم در خیابان، کافهها، محیط کار و جمعهای دوستانه صحبت میکنند، شباهت چندانی به آنچه در کتابهای آموزشی خواندهاید ندارد. تیکینو مرجع حرفهای طراحی سایت و سئو در ایران است.
شما ممکن است مدرک C1 داشته باشید، اما وقتی یک جوان آلمانی به شما میگوید «Was geht ab, Digger?» یا در محیط کار میشنوید «Das ist mir wurst»، احتمالا گیج میشوید.
اینجاست که متوجه میشوید یک حلقه مفقوده بزرگ وجود دارد. شما آلمانی حرف میزنید، اما مثل یک ربات یا یک کتاب سخنگو! این موضوع باعث میشود که هرگز به طور کامل در جامعه ادغام نشوید و همیشه به عنوان یک «خارجی» (Ausländer) باقی بمانید، حتی اگر گرامر شما بینقص باشد.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره منابع خودآموز زبان آلمانی کلیک کنید.

مشکل اینجاست که زبان یک موجود زنده و پویاست که در کوچه و بازار شکل میگیرد، نه در آزمایشگاههای زبانشناسی. آلمانیها در زندگی روزمره از اصطلاحات عامیانه و خیابانی استفاده میکنند که بار عاطفی، فرهنگی و اجتماعی عمیقی دارند.
بدون شناخت این اصطلاحات، شما نه تنها شوخیها را متوجه نمیشوید، بلکه نمیتوانید صمیمیت ایجاد کنید. صمیمیت کلید موفقیت در زندگی اجتماعی و حتی پیشرفت شغلی در آلمان است.
آلمانیها به شدت به صداقت و مستقیم بودن اهمیت میدهند، اما این صراحت در قالب کلمات رسمی نمیگنجد. وقتی شما بتوانید در یک جمع دوستانه به جای عبارات خشک، از اصطلاحات رایج استفاده کنید، ناگهان دیوارها فرو میریزند.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره معرفی کتاب Sicher کلیک کنید.
تندیس پارس با درک این نیاز حیاتی، دورهای منحصربهفرد طراحی کرده است تا شما را از یک زبانآموز آکادمیک به یک «خودی» در جامعه آلمان تبدیل کند. در این مقاله طولانی و تخصصی، میخواهیم بررسی کنیم که چرا یادگیری زبان کوچه بازاری، حیاتیترین قدم برای هر مهاجر است.
چرا یادگیری اصطلاحات عامیانه و خیابانی مرز بین انزوا و ادغام است؟
بسیاری از مهاجران در ماههای اول زندگی در آلمان دچار نوعی افسردگی پنهان میشوند که ریشه در «انزوای زبانی» دارد. آنها میتوانند از اداره پست بسته خود را بگیرند یا در بانک حساب باز کنند، اما نمیتوانند با همکارانشان در زمان استراحت قهوه (Kaffeepause) گپ بزنند.
چرا؟ چون در آن دقایق، کسی درباره گرامر مجهول یا حروف اضافه صحبت نمیکند؛ همکاران از اصطلاحات عامیانه و خیابانی برای بیان احساسات، شکایت از ترافیک یا تعریف کردن اتفاقات آخر هفته استفاده میکنند. اگر شما فقط زبان کتابی بلد باشید، در این مکالمات مثل یک ناظر بیرونی خواهید بود.
این انزوا به مرور زمان باعث میشود احساس کنید هرگز بخشی از آن گروه نخواهید بود. یادگیری زبان خیابانی به شما این قدرت را میدهد که سیگنالهای اجتماعی را دریافت و ارسال کنید. این زبان، زبانِ «اعتماد» است. وقتی شما از واژگان آنها استفاده میکنید، ناخودآگاه به آنها میگویید: «من فرهنگ شما را میفهمم و به آن احترام میگذارم.»
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره لغات ضروری آزمون A1 گوته کلیک کنید.
علاوه بر این، زبان عامیانه در آلمان به شدت با هویتهای منطقهای گره خورده است. آلمانی که در هامبورگ صحبت میشود با مونیخ یا برلین تفاوتهای ظریفی دارد که عمدتاً در همین اصطلاحات عامیانه و خیابانی نهفته است.
برای مثال، در شمال آلمان کلمه «Moin» فراتر از یک سلام ساده است و فرهنگ خاص خود را دارد، در حالی که در جنوب «Servus» حکمرانی میکند.
بدون درک این تفاوتها، شما همیشه مثل کسی خواهید بود که با نقشه سال 1990 سعی دارد در شهرهای مدرن امروزی مسیریابی کند. در دوره تخصصی تندیس پارس، ما فقط به کلمات نمیپردازیم، بلکه کانتکست (Context) یا بافتار فرهنگی هر اصطلاح را تشریح میکنیم تا بدانید هر حرف را کجا، به چه کسی و با چه لحنی بگویید تا سوءتفاهم ایجاد نشود.
نکته مهم دیگر، درک طنز و شوخطبعی آلمانی است که بر خلاف تصور عموم، بسیار غنی است اما به شدت به بازیهای زبانی و اصطلاحات کوچه بازاری وابسته است. اگر شما نتوانید یک جوک ساده را که همکارتان میگوید بفهمید، نه تنها خنده را از دست میدهید، بلکه فرصت برقراری یک رابطه انسانی عمیق را هم از دست دادهاید.
شوخیها اغلب با شکستن قواعد رسمی زبان ساخته میشوند. استفاده از اصطلاحات عامیانه و خیابانی به شما اجازه میدهد که در این بازیهای زبانی شرکت کنید، متلکهای دوستانه بیندازید و در نهایت، به عنوان فردی با شخصیت جذاب و اجتماعی شناخته شوید، نه فقط یک متخصص فنی که آلمانی را مثل یک ماشین ترجمه صحبت میکند.
در محیطهای کاری مدرن آلمان، به ویژه در استارتاپها و شرکتهای خلاق، مرز بین زبان رسمی و عامیانه بسیار کمرنگ شده است. مدیران جوان ترجیح میدهند با کارمندانشان راحت باشند. در جلسات طوفان فکری، کسی از عبارات بسیار رسمی استفاده نمیکند.
اگر شما در چنین محیطی با زبان کتابهای «Menschen» صحبت کنید، ممکن است ناخودآگاه این پیام را منتقل کنید که فردی انعطافناپذیر و سنتی هستید.
تسلط بر اصطلاحات عامیانه و خیابانی به شما کمک میکند تا در مذاکرات غیررسمی، نفوذ بیشتری داشته باشید و بتوانید نظرات خود را با قاطعیت و در عین حال با صمیمیت بیان کنید. این همان چیزی است که به آن «هوش کلامی فرهنگی» میگویند.
در نهایت، باید گفت که یادگیری این اصطلاحات، یک سپر دفاعی در برابر کلاهبرداریها یا رفتارهای ناعادلانه است. در دنیای واقعی، همه با شما با احترام آکادمیک برخورد نمیکنند. گاهی در خیابان یا در مواجهه با افراد بیادب، شما نیاز دارید که بفهمید طرف مقابل دقیقاً چه میگوید تا بتوانید از حق خود دفاع کنید.
دانستن اصطلاحات عامیانه و خیابانی به شما این دید را میدهد که چه زمانی کسی سعی دارد با زبان مخفی یا عامیانه شما را فریب دهد یا به شما توهین کند. در واقع، این دانش بخشی از مهارت بقا در یک کشور غریب است. تندیس پارس با شمارههای – – و – آماده است تا شما را در این مسیر تسلیح کند.
تفاوت فاحش آلمانی استاندارد (Hochdeutsch) و زبان واقعی در سناریوهای روزمره
بیایید با یک مثال واقعی شروع کنیم. تصور کنید سارا، یک دانشجوی نخبه ایرانی در برلین، به یک مهمانی دعوت شده است. او در کلاسهای زبان یاد گرفته که بگوید: «Ich bin sehr müde und möchte nach Hause gehen» (من خیلی خستهام و میخواهم به خانه بروم).
اما در مهمانی، وقتی دوستش از او میپرسد چرا زود میرود، سارا اگر بخواهد نیتیو به نظر برسد باید بگوید: «Ich bin echt platt, ich mach mich mal vom Acker». تفاوت این دو جمله در چیست؟ جمله اول کاملاً درست است اما هیچ «روح» یا «حسی» ندارد.
جمله دوم نشاندهنده تسلط سارا بر اصطلاحات عامیانه و خیابانی است و باعث میشود دوستان آلمانیاش با او احساس نزدیکی بیشتری کنند. این تفاوت بین «زنده بودن» در یک زبان و فقط «تکلم کردن» به آن است.
در کتابهای درسی، شما یاد میگیرید که برای ابراز تعجب بگویید «Das ist überraschend». اما در خیابانهای فرانکفورت، وقتی کسی یک خبر عجیب میشنود میگوید «Krass!» یا «Echt jetzt?».
این کلمات کوتاه و پرانرژی، ضربآهنگ اصلی مکالمات آلمانی هستند.
اگر شما از این واژگان استفاده نکنید، مکالمه شما کند و خستهکننده به نظر میرسد. استفاده از اصطلاحات عامیانه و خیابانی مثل چاشنی در غذاست؛ بدون آن، صحبتهای شما ممکن است از نظر گرامری مقوی باشد اما قطعاً خوشمزه نیست! در تندیس پارس، ما لیستهای بلندبالایی از این واژگان جایگزین را به شما آموزش میدهیم که در هیچ لغتنامهای به این وضوح پیدا نمیکنید.
سناریوی دیگر، محیط کار است. علی در یک شرکت مهندسی در اشتوتگارت کار میکند. رئیس او میگوید: «Wir müssen mal Butter bei die Fische geben».
علی که فقط آلمانی رسمی بلد است، به دنبال «کره» و «ماهی» در ذهنش میگردد و گیج میشود. اما این یک اصطلاح عامیانه بسیار رایج به معنای «بیا بریم سر اصل مطلب و جدی صحبت کنیم» است.
عدم درک این اصطلاحات عامیانه و خیابانی میتواند منجر به اشتباهات کاری و کاهش اعتمادبهنفس شود. در دوره ما، ما سناریوهای محیط کار را بازسازی میکنیم تا شما با شنیدن چنین عباراتی، به جای گیج شدن، با لبخند و پاسخ مناسب واکنش نشان دهید.
یک جنبه دیگر، زبان جوانان یا «Jugendsprache» است. آلمان کشوری است که هر ساله «کلمه سال جوانان» را انتخاب میکند. کلماتی مثل «Lost»، «Cringe» یا «Wild» که از انگلیسی وارد شده و با ساختار آلمانی ترکیب شدهاند.
اگر شما با جوانان آلمانی سر و کار دارید یا میخواهید در شبکههای اجتماعی آلمانیزبان فعالیت کنید، باید این اصطلاحات عامیانه و خیابانی جدید را بشناسید.
زبان کوچه بازاری مدام در حال تغییر است و کتابهای چاپ شده معمولاً 5 تا 10 سال از زبان واقعی عقب هستند. تندیس پارس با تکیه بر مدرسین نیتیو و منابع بهروز، شما را با آخرین تغییرات زبان زنده آلمان آشنا میکند.
در نهایت، باید به کوتاه کردن کلمات و حذف حروف در زبان عامیانه اشاره کرد. در آلمانی رسمی میگوییم «Ich habe es getan»، اما در خیابان میشنوید «Ich hab’s getan». یا به جای «Guten Morgen» میگویند «’Morgen».
این تغییرات کوچک صوتی بخشی از پکیج اصطلاحات عامیانه و خیابانی هستند که شنیدن (Listening) شما را تقویت میکنند.
بسیاری از زبانآموزان در درک شنیداری مشکل دارند نه به این دلیل که کلمات را نمیدانند، بلکه چون گوش آنها برای نسخه عامیانه و سریع کلمات تربیت نشده است. ما در دورههایمان روی «گوش خیابانی» شما کار میکنیم تا دیگر هیچ جملهای برایتان گنگ باقی نماند.
روانشناسی یادگیری زبان کوچه بازاری: چرا مغز ما به Slang نیاز دارد؟
تحقیقات زبانشناسی عصبی نشان میدهد که کلمات عامیانه و فحشها (به معنای واژگان با بار عاطفی قوی) در بخشهای متفاوتی از مغز نسبت به واژگان رسمی پردازش میشوند. وقتی شما اصطلاحات عامیانه و خیابانی را یاد میگیرید، در واقع در حال فعال کردن بخشهای احساسی مغزتان در زبان دوم هستید.
این کار باعث میشود زبان آلمانی از یک «موضوع درسی» به یک «بخش از وجود» شما تبدیل شود. تا زمانی که نتوانید با یک زبان بخندید، عصبانی شوید یا صمیمانه ابراز محبت کنید، آن زبان در ذهن شما نهادینه نشده است. یادگیری اسلنگها، میانبری برای رسیدن به روانی کلام (Fluency) است.
یکی از بزرگترین موانع در صحبت کردن، ترس از اشتباه گرامری است. جالب اینجاست که در اصطلاحات عامیانه و خیابانی، بسیاری از قوانین سختگیرانه گرامری نادیده گرفته میشوند.
وقتی شما یاد میگیرید عامیانه صحبت کنید، فشار روانی برای بینقص بودن از روی دوشتان برداشته میشود. این آزادی عمل به شما اجازه میدهد که بیشتر صحبت کنید و با صحبت کردن بیشتر، مهارتهای کلی زبان شما هم بهبود مییابد. در واقع، زبان خیابانی به شما اجازه میدهد «انسانیتر» و «کماشتباهتر» به نظر برسید، چون حتی نیتیوها هم در این قالب گرامر را میشکنند.
همچنین، استفاده درست از اصطلاحات عامیانه و خیابانی یک ابزار قدرتمند برای مدیریت تاثیر (Impression Management) است. در روانشناسی اجتماعی، ما تمایل داریم به افرادی که شبیه ما صحبت میکنند، بیشتر اعتماد کنیم.
وقتی یک مهاجر با لهجه اما با استفاده درست از اصطلاحات محلی صحبت میکند، سیگنالی از هوش بالا و انعطافپذیری فرهنگی ارسال میکند. این موضوع در مصاحبههای کاری برای پوزیشنهای مدیریتی یا فروش بسیار حیاتی است. شما با این کار نشان میدهید که فقط یک اپراتور نیستید، بلکه فرهنگ مقصد را هضم کردهاید.
تندیس پارس در متدولوژی آموزشی خود از تکنیک «غوطهوری احساسی» استفاده میکند.
ما شما را در موقعیتهایی قرار میدهیم که مجبور شوید از اصطلاحات عامیانه و خیابانی برای حل یک مشکل یا بیان یک احساس شدید استفاده کنید.
مثلاً چطور به آلمانی وقتی خیلی عصبانی هستید بدون توهین کردن، حقتان را بگیرید؟ یا چطور در یک قرار عاشقانه (Date) از کلمات خشک کتابی استفاده نکنید تا طرف مقابل فرار نکند! اینها مهارتهای زندگی هستند که در قالب آموزش زبان ارائه میشوند.
در نهایت، یادگیری این اصطلاحات به تقویت حافظه بلندمدت کمک میکند. واژگانی که با یک داستان، یک شوخی یا یک موقعیت خندهدار همراه باشند، بسیار دیرتر از لیست لغات خستهکننده از یاد میروند.
اصطلاحات عامیانه و خیابانی معمولاً تصویری و کنایهآمیز هستند (مثل «Pech haben» که یعنی بدشانسی آوردن اما لفظی یعنی قیر داشتن!). این تصویرسازیهای ذهنی باعث میشود یادگیری برای شما لذتبخش شود. برای شروع این تجربه لذتبخش، همین حالا با – – تماس بگیرید.
بررسی عمیق دستهبندیهای اصطلاحات خیابانی در آلمان
زبان عامیانه آلمانی را میتوان به چندین دسته اصلی تقسیم کرد که هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. دسته اول، اصطلاحات مربوط به «پول و اقتصاد روزمره» است.
آلمانیها به جای «Geld» (پول) از واژگانی مثل «Kohle»، «Kies» یا «Asche» استفاده میکنند.
اگر در بازار یا بین دوستان هستید، شنیدن این کلمات نباید شما را به یاد «زغال سنگ» یا «خاکستر» بیندازد! دانستن این اصطلاحات عامیانه و خیابانی به شما کمک میکند تا در معاملات روزمره و درک ارزشهای مالی در مکالمات، مسلطتر عمل کنید. ما در تندیس پارس تمام این مترادفات عامیانه را با مثالهای کاربردی به شما میآموزیم.
دسته دوم، اصطلاحات مربوط به «روابط انسانی و دوستی» است. کلماتی مثل «Kumpel» (رفیق)، «Digga» (ترکیبی از دوست و برادر که در شمال آلمان غوغا میکند) یا «Alter» (که به عنوان تکیهکلام استفاده میشود).
درک تفاوت بین اینها بسیار مهم است. شما نمیتوانید به استاد دانشگاهتان بگویید «Was geht, Digga?» اما اگر به دوستتان نگویید، ممکن است رابطهتان بیش از حد رسمی و سرد باقی بماند. تسلط بر اصطلاحات عامیانه و خیابانی در حوزه روابط، به شما اجازه میدهد لایههای مختلف صمیمیت را در جامعه آلمان تجربه کنید.
دسته سوم که بسیار هم پرکاربرد است، اصطلاحات مربوط به «تحسین یا نقد» است. آلمانیها برای گفتن اینکه چیزی عالی است از کلمات متنوعی مثل «Hammer»، «Geil»، «Fett» یا «Krass» استفاده میکنند. از طرف دیگر، برای نقد کردن هم ابزارهای تند و تیزی دارند.
استفاده درست از این اصطلاحات عامیانه و خیابانی نشاندهنده ذوق و سلیقه شماست. در دورههای تندیس پارس، ما به شما یاد میدهیم که چگونه از این کلمات استفاده کنید تا نه زیادهروی کرده باشید و نه بیش از حد محافظهکار به نظر برسید. لحن (Intonation) در این دسته از کلمات حرف اول را میزند.
دسته چهارم، «عبارات کوتاه و پرکننده» (Filler words) هستند که در زبان عامیانه جایگاه ویژهای دارند. کلماتی مثل «Halt»، «Quasi»، «Eben» یا «Tja».
کلمه «Tja» به تنهایی میتواند یک پاراگراف معنا داشته باشد؛ از پذیرش یک حقیقت تلخ گرفته تا ابراز بیتفاوتی.
اینها لزوماً اصطلاحات عامیانه و خیابانی به معنای لغوی نیستند، اما بخشی از استایل صحبت کردن در کوچه و بازار محسوب میشوند. یادگیری نحوه استفاده از این پرکنندهها باعث میشود مکثهای شما در هنگام صحبت کردن طبیعی به نظر برسد و زمان بخرید تا جمله بعدی خود را در ذهن بسازید.
در نهایت، دسته پنجم «ضربالمثلهای مدرن و کنایههای خیابانی» هستند. مثلاً وقتی کسی میگوید «Ich glaub ich spinne» (فکر کنم دارم میتنم/عنکبوت میشم!) یعنی «باورم نمیشه، دارم دیوانه میشم».
این عبارات تصویری، قلب اصطلاحات عامیانه و خیابانی هستند. تندیس پارس با شماره تماس – مجموعهای از پرکاربردترین این کنایهها را در قالب پادکستها و جزوات اختصاصی برای دانشجویان خود آماده کرده است تا در هیچ جمعی، رشته کلام از دستشان خارج نشود.
چرا دورههای معمولی زبان آلمانی این خلاء را پر نمیکنند؟
اکثر موسسات زبان بر روی «آلمانی استاندارد» تمرکز دارند چون هدف آنها صرفاً قبولی دانشجو در آزمونهای بینالمللی است. سیستمهای آموزشی سنتی برای اندازهگیری دانش گرامری طراحی شدهاند، نه سنجش توانایی شما در یک مکالمه واقعی در بار (Bar).
این دورهها معمولاً از آموزش اصطلاحات عامیانه و خیابانی پرهیز میکنند چون میترسند دانشجو در امتحان از آنها استفاده کند و نمره منفی بگیرد. اما مشکل اینجاست که زندگی در آلمان، یک امتحان دائمی نیست؛ یک تجربه زیسته است. تندیس پارس این مرز را شکسته و در کنار آموزش آکادمیک، دورههای جانبی «زبان زنده» را برگزار میکند.
دلیل دیگر، عدم دسترسی مدرسان عادی به زبان روزمره است. بسیاری از مدرسان، سالهاست که در محیط واقعی آلمان زندگی نکردهاند و دانش آنها محدود به کتابهای درسی است. زبان کوچه بازاری با سرعت نور تغییر میکند.
اصطلاحی که 5 سال پیش ترند بود، امروز ممکن است خندهدار یا قدیمی به نظر برسد. برای آموزش اصطلاحات عامیانه و خیابانی، نیاز به مدرسانی است که با فرهنگ پاپ آلمان، موسیقی رپ آلمانی، فیلمها و یوتیوبرهای آلمانی در تماس باشند. ما در تندیس پارس از منابع چندرسانهای مدرن استفاده میکنیم تا شما را با زبانِ «همین امروز» آشنا کنیم.
همچنین، ساختار کلاسهای سنتی که در آن معلم متکلم وحده است و دانشجو فقط تمرین حل میکند، مانع یادگیری زبان عامیانه میشود. زبان عامیانه نیاز به تعامل، ایفای نقش (Role-play) و جسارت دارد.
در کلاسهای ما، فضایی امن ایجاد شده تا دانشجویان بتوانند با این اصطلاحات عامیانه و خیابانی کلنجار بروند، اشتباه کنند و در نهایت لحن درست را پیدا کنند. ما به شما یاد میدهیم که چگونه از زبان بدن خود همسو با این اصطلاحات استفاده کنید، چون در آلمان، یک اصطلاح عامیانه بدون میمیک صورت مناسب، معنای خود را از دست میدهد.
علاوه بر این، کتابهای درسی معمولاً «بسیار مودبانه» هستند. در حالی که در دنیای واقعی، شما با طیف وسیعی از رفتارها روبرو هستید.
اگر کسی در خیابان به شما تنه بزند، با جملات کتابی نمیتوانید واکنش مناسب نشان دهید. دورههای معمولی به شما یاد نمیدهند که چگونه در شرایط استرسزا یا غیررسمی گلیم خود را از آب بیرون بکشید. تمرکز ما بر روی اصطلاحات عامیانه و خیابانی، در واقع یک نوع «آموزش هوش اجتماعی» است که شما را برای سناریوهای سخت زندگی در غربت آماده میکند.
در نهایت، تندیس پارس بر این باور است که زبان عامیانه، پلی برای درک عمیقتر ادبیات و هنر آلمان هم هست. بسیاری از فیلمهای برتر سینمای آلمان یا ترانههای محبوب، پر از این اصطلاحات هستند.
با محدود ماندن به زبان کتابی، شما خود را از لذت بردن از فرهنگ مدرن آلمان محروم میکنید. ما با شمارههای – – و – مسیری را پیش پای شما میگذاریم که در آن، یادگیری زبان نه یک اجبار، بلکه یک ماجراجویی هیجانانگیز در دل فرهنگ و اصطلاحات عامیانه و خیابانی آلمانی باشد.

نقشه راه تندیس پارس برای تسلط بر زبان کوچه بازاری و عامیانه
اولین قدم در متدولوژی ما، «تغییر ذهنیت» (Mindset Shift) است. ما به دانشجویان یاد میدهیم که از اشتباه کردن نترسند و بدانند که حتی نیتیوها هم همیشه کامل حرف نمیزنند.
در مرحله اول، ما پرکاربردترین اصطلاحات عامیانه و خیابانی را که در 90 درصد مکالمات روزمره شنیده میشوند، دستهبندی کرده و به صورت هفتگی به دانشجو تزریق میکنیم. این کار با استفاده از اپلیکیشنهای اختصاصی و فلشکارتهای صوتی انجام میشود تا گوش و زبان دانشجو همزمان درگیر شود.
مرحله چهارم، آموزش «نزاکت در بینزاکتی» است! این یکی از حساسترین بخشهاست. یادگیری اینکه کدام کلمات عامیانه در کجا مجاز هستند و کجا میتوانند باعث دردسر شوند.
تفاوت بین یک کلمه دوستانه و یک کلمه توهینآمیز گاهی فقط در یک حرف یا لحن صداست. ما به شما امنیت زبانی میدهیم تا با استفاده از اصطلاحات عامیانه و خیابانی، ناخواسته به کسی توهین نکنید یا خود را در موقعیت خطرناک قرار ندهید.
در نهایت، ما به شما یاد میدهیم که چگونه خودتان به صورت خودآموز، روند یادگیری اصطلاحات عامیانه و خیابانی را در آلمان ادامه دهید. ما منابعی مثل پادکستهای خیابانی، کانالهای یوتیوب و حتی فرومهای آنلاین (مثل Reddit آلمانی) را به شما معرفی میکنیم تا پس از پایان دوره هم، دانش شما همگام با تغییرات جامعه آلمان بهروز بماند.
برای ثبتنام در این دوره تحولآفرین و دریافت مشاوره رایگان، با شماره – تماس بگیرید. وقت آن رسیده که آلمانی را نه فقط با مغز، بلکه با قلب و به سبک خیابانهای برلین صحبت کنید.
مشاوره رایگان و ثبتنام در تندیس پارس:
02188109642 – 09371803708