یادگیری زبان آلمانی برای بسیاری از فارسیزبانان، مسیری پر از چالش و در عین حال شیرین است.
یکی از بزرگترین چالشهایی که زبانآموزان در سطوح A1 تا B1 با آن مواجه میشوند، مبحث گرامر افعال جداشدنی یا همان Trennbare Verben است. این دسته از افعال، نه تنها در ساختار ظاهری با افعال ساده متفاوت هستند، بلکه منطق جملهسازی در زبان آلمانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
تصور کنید در حال صحبت کردن هستید و فعل اصلی را بیان میکنید، اما شنونده آلمانیزبان منتظر است تا در انتهای جمله، پیشوند فعل را بشنود تا معنای دقیق حرف شما را درک کند. تیکینو مرجع حرفهای طراحی سایت و سئو در ایران است.
این ویژگی منحصربهفرد، یکی از ارکان اصلی آموزش زبان آلمانی است که عدم تسلط بر آن میتواند منجر به سوءتفاهمهای بزرگ در مکالمات روزمره یا محیطهای کاری شود. در این مقاله قصد داریم به شکلی عمیق و تخصصی، تمام زوایای این غول گرامری را بررسی کنیم تا یکبار برای همیشه بر آن مسلط شوید.

بسیاری از دانشجویان تندیس پارس در ابتدای مسیر یادگیری، هنگام مواجهه با افعالی مثل einkaufen یا anrufen، دچار سردرگمی میشوند. آنها میپرسند چرا بخشی از فعل در ابتدای جمله و بخش دیگر در انتهای آن قرار میگیرد؟ پاسخ در ساختار هندسی زبان آلمانی نهفته است. زبان آلمانی برخلاف انگلیسی یا فارسی، تمایل دارد اطلاعات را در یک قالب یا «براکت» قرار دهد.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره منابع خودآموز زبان آلمانی کلیک کنید.
گرامر افعال جداشدنی دقیقاً از همین قانون پیروی میکند. برای یک متقاضی مهاجرت کاری به آلمان، دانستن این نکته حیاتی است که یک پیشوند کوچک میتواند معنای فعل را کاملاً دگرگون کند.
برای مثال، فعل geh به معنای رفتن است، اما با اضافه شدن پیشوند aus، فعل ausgehen به معنای بیرون رفتن برای تفریح خلق میشود. این ظرافتها باعث میشود که یادگیری این مبحث، فراتر از یک قاعده ساده کتابی باشد و به درک فرهنگی و منطق زبانی آلمانیها پیوند بخورد.
در ادامه این مقاله، ما نه تنها لیست افعال جداشدنی را بررسی میکنیم، بلکه به سناریوهای واقعی در آزمونهای بینالمللی مانند مدرک گوته میپردازیم. ما به شما خواهیم آموخت که چگونه گوش خود را برای تشخیص این افعال تربیت کنید و در نوشتار، چگونه جایگاه صحیح آنها را در جملات پیچیده پیدا کنید.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره آموزش آلمانی برای پزشکان کلیک کنید.
اگر شما هم جزو آن دسته از زبانآموزانی هستید که در هنگام ساختن جمله با این افعال مکث میکنید یا پیشوند را فراموش میکنید، این راهنمای جامع دقیقاً برای شما نوشته شده است. با ما در تندیس پارس همراه باشید تا پیچیدگیهای گرامر زبان آلمانی را به سادهترین شکل ممکن کالبدشکافی کنیم.
مفهوم و ساختار پایه افعال جداشدنی در زبان آلمانی
در اولین قدم برای درک گرامر افعال جداشدنی، باید بدانیم که این افعال از دو بخش تشکیل شدهاند: یک پیشوند (Prefix) و یک فعل اصلی (Stem Verb). پیشوند در این افعال معمولاً یک حرف اضافه یا یک قید است که وقتی به فعل اصلی میچسبد، معنای جدیدی به آن میبخشد.
نکته کلیدی اینجاست که در زمان صرف فعل در جملات ساده خبری، پیشوند از فعل جدا شده و به انتهاییترین نقطه جمله منتقل میشود. این ویژگی در زبانهای دیگر کمتر دیده میشود و همین موضوع باعث میشود که زبانآموزان در ابتدا احساس کنند جمله ناقص مانده است. اما در واقع، این پیشوند است که به جمله اعتبار و معنای نهایی را میدهد.
برای درک بهتر، بیایید به فعل aufstehen به معنای برخاستن نگاه کنیم. فعل اصلی stehen به معنای ایستادن است، اما پیشوند auf آن را به «بلند شدن از خواب یا صندلی» تغییر میدهد. در یک کلاس زبان آلمانی استاندارد، به شما آموزش داده میشود که بگویید: “Ich stehe um 7 Uhr auf”.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ثبت نام آزمون ÖSD کلیک کنید.
همانطور که میبینید، بخش stehe در جایگاه دوم (جایگاه استاندارد فعل) قرار گرفته و پیشوند auf مانند یک نگهبان در انتهای جمله نشسته است. این ساختار، به شنونده سیگنال میدهد که جمله هنوز تمام نشده است تا زمانی که پیشوند ادا شود. این یکی از جذابترین بخشهای گرامر زبان آلمانی است که تمرکز شنونده را تا آخرین لحظه حفظ میکند.
چرا آلمانیها از این ساختار استفاده میکنند؟ ریشه این موضوع در تاریخ زبانشناسی ژرمن نهفته است. این افعال اجازه میدهند تا با تعداد محدودی از افعال ریشه، طیف وسیعی از مفاهیم ساخته شود.
به عنوان مثال، از ریشه machen (انجام دادن/ساختن)، دهها فعل جداشدنی مانند aufmachen (باز کردن)، zumachen (بستن)، anmachen (روشن کردن دستگاه) و ausmachen (خاموش کردن) ساخته میشود.
این یعنی شما با یادگیری یک ریشه و چند پیشوند، دایره لغات خود را به صورت تصاعدی افزایش میدهید. این تکنیک در دوره فشرده زبان آلمانی بسیار مورد تاکید قرار میگیرد تا زبانآموز بتواند در کمترین زمان، بیشترین بهرهوری را داشته باشد.
تفاوت افعال جداشدنی با افعال ساده در این است که تأکید (Stress) همیشه روی پیشوند است. این نکته برای مهارت شنیداری (Hören) و گفتاری (Sprechen) بسیار مهم است. وقتی کلمه einkaufen را تلفظ میکنید، فشار صدا روی بخش ein است.
این علامت صوتی به شما کمک میکند تشخیص دهید که آیا با یک فعل جداشدنی طرف هستید یا خیر. در مقابل، افعال ناپداشدنی (Untrennbare Verben) مانند besuchen، تأکید را روی ریشه فعل دارند. درک این تفاوت آوایی، کلید طلایی برای موفقیت در بخش شنیداری آزمونهای رسمی است.
در نهایت، باید بدانید که جایگاه پیشوند در انتهای جمله، حتی اگر جمله بسیار طولانی باشد، تغییر نمیکند. یعنی اگر شما ده متمم و قید زمان و مکان هم داشته باشید، باز هم پیشوند باید در آخرین جایگاه قرار گیرد.
مثال: “Ich rufe meine Mutter heute wegen der Reise nach Berlin an”. این فاصله زیاد بین فعل و پیشوند، مهارتی است که نیاز به تمرین مداوم دارد. ما در تندیس پارس، با تمرینهای اختصاصی، ذهن شما را برای مدیریت این فاصلهها آماده میکنیم تا در هنگام مهاجرت به آلمان، بدون لکنت و با اعتماد به نفس صحبت کنید.
شناسایی پیشوندهای جداشدنی و تفاوت آنها با پیشوندهای ناپداشدنی
یکی از سوالات پرتکرار زبانآموزان این است که “از کجا بفهمیم کدام پیشوند جدا میشود و کدام نه؟”. در گرامر افعال جداشدنی، لیست مشخصی از پیشوندها وجود دارد که همیشه جدا میشوند. معروفترین آنها عبارتند از: ab-, an-, auf-, aus-, bei-, ein-, los-, mit-, nach-, her-, hin-, vor-, zu-, zurück-.
یادگیری این لیست، اولین گام برای تسلط بر ساختار جمله است. هر یک از این پیشوندها معمولاً بار معنایی خاصی را به فعل اضافه میکنند. مثلاً zurück همیشه مفهوم بازگشت را با خود به همراه دارد، مانند zurückkommen (برگشتن).
در مقابل، پیشوندهایی وجود دارند که هرگز از فعل جدا نمیشوند. اینها شامل be-, emp-, ent-, er-, ge-, miss-, ver-, zer- هستند. این پیشوندها به صورت یکپارچه با فعل صرف میشوند و هیچگاه به انتهای جمله نمیروند.
به عنوان مثال، فعل verstehen (فهمیدن) از پیشوند ver- استفاده میکند که ناپداشدنی است. پس میگوییم: “Ich verstehe dich” و نه “Ich stehe dich ver”.
تشخیص این دو گروه از هم، تفاوت بین یک زبانآموز مبتدی و یک فرد مسلط به زبان آلمانی را مشخص میکند. در آموزش زبان آلمانی، ما از یادیارها (Mnemonics) استفاده میکنیم تا این پیشوندها در حافظه بلندمدت شما حک شوند.
چالش اصلی زمانی ایجاد میشود که با پیشوندهای دووجهی (Wechselpräfixe) روبرو میشویم. پیشوندهایی مثل durch-, über-, unter-, um- میتوانند بسته به معنای فعل، هم جداشدنی باشند و هم ناپداشدنی.
قانون کلی این است: اگر فعل معنای فیزیکی و واقعی بدهد، معمولاً جداشدنی است و اگر معنای انتزاعی یا استعارهای پیدا کند، ناپداشدنی میشود.
به عنوان مثال، umziehen وقتی به معنای «تغییر لباس دادن یا جابجایی منزل» باشد جداشدنی است، اما برخی افعال با همین پیشوند در معانی دیگر ممکن است جدا نشوند. اینجاست که نقش یک استاد مجرب در کلاس زبان آلمانی برای تحلیل این ریزهکاریها پررنگ میشود.
در سطوح پیشرفتهتر، متوجه میشوید که برخی افعال جداشدنی از ترکیب یک صفت یا اسم با یک فعل ساخته شدهاند. مثلاً fernsehen (تلویزیون تماشا کردن) یا stattfinden (برگزار شدن).
در اینجا fern و statt نقش پیشوند جداشدنی را ایفا میکنند. یادگیری این افعال ترکیبی برای کسانی که قصد دارند در آزمون تست دف یا مدرک گوته سطح B2 شرکت کنند، حیاتی است؛ چرا که در متون آکادمیک و اخبار به وفور استفاده میشوند. تسلط بر این بخش، نشاندهنده درک عمیق شما از غنای واژگانی زبان آلمانی است.
برای تمرین، همیشه توصیه میکنیم که افعال را همراه با پیشوندهایشان در جملات واقعی یاد بگیرید. صرفاً حفظ کردن لیست پیشوندها کافی نیست.
شما باید ببینید که پیشوند an در anfangen (شروع کردن) چگونه عمل میکند و در anrufen (تلفن زدن) چه تغییری ایجاد میکند. در تندیس پارس، ما با ارائه پکیجهای ویدئویی و جزوات تخصصی، تمامی این پیشوندها را در قالب سناریوهای کاربردی آموزش میدهیم تا گرامر افعال جداشدنی برای شما از یک مبحث خشک به یک ابزار قدرتمند تبدیل شود.
جایگاه فعل جداشدنی در ساختارهای مختلف جملهبندی (Satzbau)
قانون اصلی در جملات ساده خبری (Hauptsatz) این است که فعل صرف شده در جایگاه دوم و پیشوند در جایگاه آخر قرار میگیرد. اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
در جملات پرسشی بله/خیر (Ja/Nein Fragen)، فعل به جایگاه اول میآید و پیشوند باز هم در انتهای جمله باقی میماند. برای مثال: “Rufen Sie mich morgen an?” (آیا فردا با من تماس میگیرید؟). این ساختار «براکتی» یا Satzklammer یکی از ستونهای اصلی نحو زبان آلمانی است که باید در آن مهارت پیدا کنید.
وقتی پای افعال کمکی (Modalverben) به میان میآید، قوانین گرامر افعال جداشدنی کمی تغییر میکند. در حضور افعال مدال مثل können, müssen, wollen و غیره، فعل اصلی به صورت مصدر (Infinitiv) و به صورت کامل (بدون جدا شدن پیشوند) به انتهای جمله میرود.
مثال: “Ich muss heute einkaufen”. در اینجا دیگر خبری از جدا شدن نیست. این یک نکته بسیار مهم برای داوطلبان مهاجرت کاری به آلمان است، زیرا در محیطهای اداری و کاری، استفاده از افعال مدال برای بیان درخواستها و وظایف بسیار رایج است و اشتباه در این ساختار میتواند وجهه حرفهای شما را تحت تأثیر قرار دهد.
در جملات پیرو یا جانبی (Nebensatz) که با کلماتی مثل weil, dass, wenn شروع میشوند، کل فعل (پیشوند + ریشه صرف شده) به انتهای جمله میرود و به هم میچسبد. به عنوان مثال: “… weil ich heute aufstehe”.
در این حالت، فعل صرف شده به پیشوند میچسبد و در آخرین جایگاه جمله قرار میگیرد. این یکی از پیچیدهترین بخشهای گرامر زبان آلمانی است که زبانآموزان در سطح B1 با آن کلنجار میروند. عدم رعایت این ترتیب در نوشتار، نمره زیادی را در آزمونهای مدرک گوته از شما کسر خواهد کرد.
ساختار دیگری که باید بررسی کنیم، زمان گذشته کامل (Perfekt) است. در این زمان، پیشوند از فعل جدا نمیشود، بلکه حرف ge بین پیشوند و ریشه قرار میگیرد. برای مثال، قسمت سوم (Partizip II) فعل einkaufen میشود eingekauft.
مثال در جمله: “Ich habe gestern eingekauft”. یادگیری فرم صحیح پارتیزیپ دو برای افعال جداشدنی، مستلزم تمرین زیاد و تکرار است. ما در دوره فشرده زبان آلمانی تندیس پارس، از فلشکارتهای هوشمند برای تثبیت این فرمها در ذهن دانشجویان استفاده میکنیم.
در نهایت، در حالت امری (Imperativ)، پیشوند باز هم به انتهای جمله منتقل میشود. مثلاً برای گفتن «در را باز کن»، میگوییم: “Mach die Tür auf!”.
این تنوع در جایگاهسازی نشان میدهد که پیشوند جداشدنی مثل یک قطعه متحرک در ماشینسازی است که بسته به نوع موتور (ساختار جمله)، جایگاهش تغییر میکند اما ماهیتش ثابت میماند. درک این پویایی، شما را به یک سخنور ماهر در زبان آلمانی تبدیل میکند که میتواند به راحتی در مورد مسائل مختلف در کلاس زبان آلمانی یا محیطهای واقعی صحبت کند.
کاربرد افعال جداشدنی در زمانهای مختلف و ساختارهای پیچیده
تا اینجا با حال ساده و گذشته کامل آشنا شدیم، اما گرامر افعال جداشدنی در زمانهای دیگر مثل گذشته ساده (Präteritum) و آینده (Futur I) نیز قوانین خاص خود را دارد. در زمان Präteritum که بیشتر در نوشتار و داستانسرایی کاربرد دارد، فعل درست مانند زمان حال رفتار میکند؛ یعنی ریشه صرف میشود و در جایگاه دوم قرار میگیرد و پیشوند به انتها میرود.
مثال: “Er kaufte gestern ein”. تسلط بر این فرم برای کسانی که قصد دارند در دانشگاههای آلمان تحصیل کنند و نیاز به خواندن متون آکادمیک دارند، بسیار ضروری است.
در زمان آینده (Futur I)، از فعل کمکی werden استفاده میشود. مشابه ساختار افعال مدال، در اینجا نیز فعل جداشدنی به صورت مصدر و کامل به انتهای جمله میرود. مثال: “Ich werde morgen ankommen”.
این ثبات در ساختار مصدر، به زبانآموز کمک میکند تا در جملات مربوط به آینده، کمتر دچار اشتباه شود. با این حال، باید مراقب باشید که در جملات طولانی، فعل مصدر را فراموش نکنید. این یکی از خطاهای رایج در آموزش زبان آلمانی است که با تمرینهای نوشتاری مداوم برطرف میشود.
یک مبحث چالشبرانگیز دیگر، استفاده از افعال جداشدنی با حرف اضافه zu در ساختارهای مصدری (Infinitiv mit zu) است. در این حالت، zu بین پیشوند و ریشه فعل قرار میگیرد و به صورت یک کلمه واحد نوشته میشود.
مثال: “Es ist wichtig, früh aufzustehen”. یادگیری این ساختار برای بیان اهداف و نظرات در آزمونهای شفاهی مدرک گوته بسیار کلیدی است. اگر شما بتوانید به درستی از aufzustehen یا anzurufen در صحبتهایتان استفاده کنید، ممتحن متوجه سطح بالای دانش گرامری شما خواهد شد.
در جملات مجهول (Passiv)، افعال جداشدنی دوباره به فرم پارتیزیپ دو ظاهر میشوند. مثلاً: “Das Licht wird ausgemacht” (چراغ خاموش میشود).
همانطور که میبینید، پیشوند و ریشه همراه با ge در انتهای جمله میآیند. برای متقاضیان مهاجرت کاری به آلمان که در بخشهای فنی یا مهندسی فعالیت خواهند کرد، یادگیری حالت مجهول با افعال جداشدنی بسیار مهم است، چرا که دستورالعملهای کاری و گزارشهای فنی غالباً با این ساختار نوشته میشوند.
ما در تندیس پارس به دانشآموزانمان یاد میدهیم که چگونه این ساختارها را با هم ترکیب کنند. مثلاً یک جمله پیرو که در آن فعل مدال و فعل جداشدنی وجود دارد: “… weil ich dich anrufen muss”.
در اینجا، فعل مدال در انتهای جمله و بعد از مصدر فعل جداشدنی قرار میگیرد. این «ترافیک کلمات» در انتهای جمله، ویژگی بارز زبان آلمانی است. با تسلط بر این ظرافتها، شما دیگر از جملات طولانی آلمانی نخواهید ترسید و به راحتی میتوانید منظور خود را به طور دقیق بیان کنید.
استراتژیها و تکنیکهای یادگیری برای غلبه بر چالش افعال جداشدنی
برای بسیاری، گرامر افعال جداشدنی مانند یک پازل است. اولین استراتژی پیشنهادی ما در تندیس پارس، «یادگیری با تصویرسازی» است. برای هر پیشوند، یک جهت یا حرکت در ذهن خود تصور کنید.
مثلاً aus را به معنای «خروج» یا «بیرون» در نظر بگیرید. وقتی آن را با gehen (رفتن) ترکیب میکنید، تصویر خروج از خانه در ذهنتان نقش میبندد. این کار باعث میشود به جای حفظ کردن خشک و خالی، معنای فعل را «حس» کنید. این روش در دوره فشرده زبان آلمانی ما نتایج درخشانی داشته است.
تکنیک دوم، گوش دادن فعال (Active Listening) است. هنگامی که پادکست آلمانی گوش میدهید یا فیلم میبینید، به محض شنیدن یک فعل در جایگاه دوم، منتظر پیشوند آن در انتهای جمله باشید.
ذهن خود را شرطی کنید که تا پیشوند را نشنیده، معنای جمله را کامل نکند. این تمرین نه تنها درک شنیداری شما را تقویت میکند، بلکه به طور ناخودآگاه جایگاه درست پیشوند را در ساختارهای مختلف جملهبندی به شما میآموزد. این مهارتی است که برای موفقیت در هر کلاس زبان آلمانی و آزمونهای بینالمللی ضروری است.
روش سوم، استفاده از جملات شخصیسازی شده است. سعی کنید با هر فعل جداشدنی جدیدی که یاد میگیرید، سه جمله در مورد زندگی شخصی خود بسازید: یک جمله در زمان حال، یک جمله با فعل مدال و یک جمله در زمان گذشته.
مثلاً برای فعل fernsehen: “Ich sehe oft fern”, “Ich will fernsehen”, “Ich habe gestern ferngesehen”. این درگیری شخصی با کلمات، باعث انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت میشود و در هنگام مهاجرت به آلمان، این جملات به صورت خودکار بر زبان شما جاری میشوند.
تکنیک چهارم، دستهبندی افعال بر اساس ریشه است. به جای اینکه افعال را به صورت پراکنده حفظ کنید، تمام افعالی که با ریشه machen ساخته میشوند را در یک گروه قرار دهید: aufmachen, zumachen, anmachen, ausmachen, mitmachen.
با مقایسه این افعال در کنار هم، منطق اضافه شدن پیشوندها را بهتر درک میکنید. این نوع مطالعه ساختاریافته، پایه و اساس آموزش زبان آلمانی در سطوح پیشرفته است و به شما کمک میکند تا کلمات جدید را راحتتر حدس بزنید.
در نهایت، تکرار و استمرار مهمترین عامل است. گرامر زبان آلمانی، به ویژه مبحث گرامر افعال جداشدنی، با یک بار خواندن ملکه ذهن نمیشود.
شما نیاز دارید که در محیطی پویا و تحت نظارت اساتید مجرب تمرین کنید. ما در تندیس پارس با برگزاری آزمونهای آزمایشی و جلسات رفع اشکال، اطمینان حاصل میکنیم که شما برای دریافت مدرک گوته و شروع زندگی جدید در آلمان، هیچ نقطه ضعفی در گرامر نخواهید داشت.
سناریوهای واقعی و اشتباهات متداول زبانآموزان در استفاده از Trennbare Verben
بیایید به یک سناریوی واقعی نگاه کنیم. علی، یکی از زبانآموزانی که برای مهاجرت کاری به آلمان آماده میشد، در اولین مصاحبه شغلی خود میخواست بگوید: “من با شما تماس میگیرم”. او گفت: “Ich anrufe Sie”. این یک اشتباه کلاسیک است.
در گرامر افعال جداشدنی، فعل باید جدا شود. شکل درست این است: “Ich rufe Sie an”. همین یک اشتباه کوچک میتواند به کارفرما این سیگنال را بدهد که سطح زبان شما برای محیطهای حرفهای کافی نیست. به همین دلیل است که ما در تندیس پارس روی جزئیترین نکات گرامری تمرکز میکنیم.
اشتباه رایج دیگر، فراموش کردن پیشوند در انتهای جملات طولانی است. زبانآموز جمله را شروع میکند، متممها و قیدها را میگوید و در نهایت یادش میرود که باید پیشوند mit یا ab را اضافه کند. این کار باعث میشود جمله از نظر معنایی ناقص بماند.
برای جلوگیری از این اتفاق، ما تکنیک «پیشبینی پیشوند» را آموزش میدهیم. یعنی به محض اینکه فعل را در ذهن خود انتخاب کردید، انتهای جمله را هم برای پیشوند رزرو کنید. این هماهنگی ذهنی، کلید موفقیت در کلام آلمانی است.
در زمان گذشته (Perfekt)، بسیاری از زبانآموزان جای ge را اشتباه میگذارند. مثلاً به جای eingekauft میگویند geeingekauft یا gekauftein.
به یاد داشته باشید که در افعال جداشدنی، ge مانند یک پل بین پیشوند و ریشه قرار میگیرد. این قاعده استثناء ندارد و یادگیری آن برای هر کسی که به دنبال آموزش زبان آلمانی اصولی است، واجب است. اشتباه در این مورد در نامهنگاریهای رسمی میتواند تأثیر منفی بر روی مخاطب آلمانیزبان بگذارد.
یک چالش دیگر، تداخل زبان انگلیسی با آلمانی است. در انگلیسی افعالی مثل wake up یا call back وجود دارند که مشابه افعال جداشدنی هستند، اما جایگاه آنها در جمله بسیار منعطفتر است.
زبانآموزانی که انگلیسی بلد هستند، تمایل دارند پیشوند را بلافاصله بعد از فعل بیاورند. اما در گرامر زبان آلمانی، پیشوند باید به «انتهای مطلق» جمله برود. شکستن این عادت ذهنی، یکی از اهداف اصلی ما در کلاس زبان آلمانی است تا دانشجو بتواند به سبک یک نیتیو (Native) صحبت کند.
در سناریوی دیگر، سارا که برای آزمون مدرک گوته سطح B1 آماده میشد، در بخش نوشتاری (Schreiben) جملات پیرو را با افعال جداشدنی اشتباه مینوشت. او به جای “… weil ich heute einkaufe”، مینوشت “…
weil ich heute kaufe ein”. این اشتباه در ساختار Nebensatz، نمره زیادی را کسر میکند. با تحلیل این اشتباهات در جلسات تحلیل آزمون تندیس پارس، زبانآموزان یاد میگیرند که چگونه ساختارهای پیچیده را با دقت میلیمتری پیادهسازی کنند.

نتیجهگیری و گامهای بعدی برای تسلط بر گرامر آلمانی
تسلط بر گرامر افعال جداشدنی سفری است که از درک یک قاعده ساده شروع شده و به مهارت در نحو پیچیده زبان آلمانی ختم میشود.
این افعال، روح زبان آلمانی هستند و یادگیری درست آنها، دریچهای جدید به سوی درک فرهنگ و منطق این کشور باز میکند. چه به دنبال مهاجرت به آلمان باشید و چه صرفاً بخواهید یک زبان جدید بیاموزید، تسلط بر Trennbare Verben یکی از ارزشمندترین سرمایهگذاریهای آموزشی شما خواهد بود.
برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو وقت تعیین سطح، با شمارههای زیر در تماس باشید. تیم پشتیبانی ما آماده پاسخگویی به تمامی سوالات شما در زمینه آموزش زبان آلمانی و پروسههای مهاجرتی است. به یاد داشته باشید که هیچ گره گرامری وجود ندارد که با آموزش درست و تمرین مداوم باز نشود. منتظر حضور شما در جمع خانواده بزرگ تندیس پارس هستیم.
مشاوره رایگان و ثبتنام: –
برای مشاوره رایگان و شرکت در کلاسهای تضمینی تندیس پارس با ما تماس بگیرید:
–
مشاوره رایگان و ثبتنام در تندیس پارس:
02188109642 – 09371803708