مهاجرت، برخلاف آنچه در تصاویر اینستاگرامی و ویدئوهای کوتاه یوتیوب میبینیم، تنها یک جابهجایی جغرافیایی ساده نیست؛ بلکه یک جراحی عمیق بر روی پیکره هویت، روابط و امنیت روانی انسان است.
بسیاری از افرادی که با چمدانی پر از آرزو و اشتیاق، خاک وطن را به مقصد کشورهای پیشرفته ترک میکنند، در ماههای نخست با پدیدهای به نام «ماه عسل مهاجرت» روبهرو میشوند. در این دوره، همه چیز جدید، جذاب و مدرن به نظر میرسد.
اما به محض اینکه هیجان اولیه فروکش میکند و فرد با واقعیتهای روزمره، بروکراسیهای اداری، سرمای استخوانسوز زمستانهای اروپا یا کانادا، و از همه مهمتر، سکوت سنگین خانه روبرو میشود، غول بیشاخ و دمی به نام افسردگی مهاجرت چهره خود را نمایان میکند. تیکینو مرجع حرفهای طراحی سایت و سئو در ایران است.
این نوع افسردگی، با غم معمولی متفاوت است؛ این یک حس خلأ عمیق است که ناشی از فقدان شبکههای حمایتی، قطع ارتباط با ریشهها و احساس بیگانگی در محیطی است که هنوز زبان و کدهای فرهنگیاش را به درستی درک نکردهایم.
در این مقاله قصد داریم به شکلی تخصصی و از دیدگاه روانشناختی و جامعهشناختی، به بررسی این بحران بپردازیم و راهکارهایی را ارائه دهیم که تندیس پارس برای عبور از این دوران سخت پیشنهاد میکند.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مقایسه مدرک گوته و تلک کلیک کنید.

ریشههای روانشناختی افسردگی مهاجرت و تفاوت آن با دلتنگی معمولی
افسردگی مهاجرت یک اختلال انطباقی است که وقتی فرد نمیتواند خود را با فشارهای ناشی از محیط جدید سازگار کند، بروز مییابد. در روانشناسی، این وضعیت را گاهی «سوگ مهاجرت» مینامند؛ چرا که فرد مهاجر به نوعی در حال عزاداری برای از دست دادن تمام چیزهایی است که تا پیش از این به او هویت میبخشیدند.
از دست دادن بوی نان تازه در صبح، صدای همسایهها، و حتی ترافیک کلافهکننده تهران، همگی بخشهایی از امنیت روانی فرد بودند که ناگهان حذف شدهاند.
در محیط جدید، فرد دیگر آن «مهندس موفق»، «دانشجوی ممتاز» یا «فرزند عزیز خانواده» نیست، بلکه تنها یک غریبه است که باید از صفر ثابت کند کیست. این فروپاشی هویت، اولین و محکمترین ضربه را به سلامت روان وارد میکند و زمینهساز انزوای اجتماعی میشود.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نوشتن انگیزه نامه تحصیلی کلیک کنید.
بسیاری از مهاجران در این مرحله دچار «خطای شناختی» میشوند و تصور میکنند که انتخابشان اشتباه بوده است. آنها مدام گذشته را ایدهآلسازی میکنند و سختیهای وطن را فراموش میکنند، در حالی که مشکلات مقصد جدید را چندین برابر بزرگتر از حد واقعی میبینند. این تضاد ذهنی باعث میشود که فرد از نظر عاطفی فلج شود.
او نه راه پس دارد و نه راه پیش. همین احساس گیر افتادن در برزخ میان دو دنیا، هسته اصلی افسردگی مهاجرت را تشکیل میدهد. در این دوران، کوچکترین اتفاقات منفی مثل یک جریمه رانندگی یا یک برخورد سرد از سوی یک شهروند بومی، میتواند به بحرانی بزرگ در ذهن مهاجر تبدیل شود و او را به این نتیجه برساند که «من هرگز اینجا پذیرفته نخواهم شد».
علاوه بر جنبههای روانی، عوامل بیولوژیکی نیز در این فرآیند نقش دارند. تغییر ناگهانی رژیم غذایی، تغییر در میزان دریافت نور خورشید (به ویژه در کشورهای اسکاندیناوی و اروپای شمالی) و تغییر در الگوی خواب، همگی بر ترشح انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین و دوپامین تأثیر میگذارند.
وقتی این تغییرات شیمیایی با فشار روانی تنهایی ترکیب میشود، فرد وارد چرخهای از خمودگی و بیانگیزگی میشود که خروج از آن بدون آگاهی و تلاش فعالانه غیرممکن است.
پیشنهاد ویژه: برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خرید سیم کارت در آلمان کلیک کنید.
بسیاری از مراجعان ما در تندیس پارس گزارش میدهند که در ماههای اول، حتی توانایی بیدار شدن از تختخواب را نداشتند، نه به این دلیل که تنبل بودند، بلکه چون ذهنشان تحت فشار خردکننده عدم قطعیت قرار داشت.
نکته حائز اهمیت دیگر، «بار شناختی» بالایی است که مهاجر تحمل میکند. در محیط جدید، حتی سادهترین کارها مثل خرید شیر یا سوار شدن به مترو، نیاز به تمرکز و پردازش اطلاعات دارد. ذهن مدام در حال ترجمه، تحلیل رفتارها و یادگیری قوانین نانوشته است.
این خستگی مفرط ذهنی باعث میشود که فرد در پایان روز، توان و حوصلهای برای معاشرت نداشته باشد و به کنج تنهایی خود پناه ببرد. اما همین پناه بردن به تنهایی، سمیترین کاری است که یک مهاجر میتواند انجام دهد. انزوا، افسردگی را تغذیه میکند و افسردگی، فرد را بیشتر به سمت انزوا میکشاند؛ یک دور باطل که باید در جایی شکسته شود.
در نهایت، باید بدانیم که افسردگی مهاجرت یک ضعف شخصیتی نیست. این یک واکنش طبیعی بدن و روان به یک تغییر عظیم است. شناخت این موضوع اولین قدم برای درمان است.
اگر بدانید که آنچه تجربه میکنید، توسط هزاران مهاجر دیگر نیز تجربه شده و نام علمی دارد، فشار «گناه» و «خجالت» از روی دوش شما برداشته میشود.
تندیس پارس معتقد است که با آموزش صحیح و فراهم کردن بسترهای اجتماعی، میتوان این دوران گذار را از یک تهدید فلجکننده به یک فرصت برای رشد و بازسازی شخصیت تبدیل کرد. ما باید بیاموزیم که چگونه در عین حفظ ریشهها، شاخههایمان را در خاک جدید بگسترانیم.
دیوار زبانی؛ چگونه ناتوانی در برقراری ارتباط به انزوا دامن میزند؟
زبان تنها ابزاری برای انتقال اطلاعات نیست، بلکه زبان، «خانه وجود» انسان است. وقتی شما نمیتوانید به زبان محیط پیرامونتان صحبت کنید، گویی هویت و شخصیت شما پشت یک دیوار ضخیم زندانی شده است.
بسیاری از مهاجران تحصیلکرده و باهوش، وقتی در محیط جدید قادر به بیان ظرافتهای کلامی، شوخیها یا احساسات عمیق خود نیستند، احساس «کودکوارگی» میکنند.
آنها حس میکنند که دیگران آنها را کمهوش یا سادهلوح میبینند، صرفاً چون نمیتوانند افعال را درست صرف کنند یا لهجه غلیظی دارند. این سرخوردگی کلامی، مستقیمترین مسیر به سوی افسردگی مهاجرت است؛ چرا که فرد ترجیح میدهد ساکت بماند تا اینکه قضاوت شود.
ترس از اشتباه کردن، یکی از بزرگترین موانع در یادگیری زبان و به تبع آن، معاشرت است. فرد مهاجر در یک دوراهی گیر میکند: او میداند که برای پیدا کردن دوست و خروج از تنهایی باید صحبت کند، اما از سوی دیگر، هر بار که دهان باز میکند و با نگاههای پرسشگر یا اصلاحات تند دیگران روبرو میشود، اعتماد به نفسش فرو میریزد.
اینجاست که فرد به «جزیرههای فارسیزبان» پناه میبرد. اگرچه معاشرت با همزبانان در غربت یک موهبت است، اما غرق شدن کامل در این محافل و دوری از جامعه میزبان، باعث میشود که دیوار زبانی هر روز بلندتر شود و فرد هیچگاه حس «تعلق» به محیط جدید را پیدا نکند.
مطالعات نشان دادهاند که یادگیری زبان مقصد، به طرز معناداری سطح اضطراب اجتماعی را در مهاجران کاهش میدهد. وقتی شما بتوانید در یک کافه به راحتی سفارش دهید، با همسایه خود درباره آبوهوا گپ بزنید یا در محیط کار از حق خود دفاع کنید، حس «تسلط» بر محیط در شما بیدار میشود.
این حس تسلط، پادزهر اصلی افسردگی مهاجرت است.
زبان به شما اجازه میدهد که وارد «لایه دوم» فرهنگ شوید؛ لایهای که در آن دوستیهای واقعی شکل میگیرد و شما از یک «مشاهدهگر بیرونی» به یک «مشارکتکننده داخلی» تبدیل میشوید. تندیس پارس در برنامههای خود تأکید دارد که یادگیری زبان باید با رویکرد اجتماعی (Social Learning) همراه باشد تا تأثیر درمانی خود را بگذارد.
ناتوانی در فهم کنایهها، استعارهها و فرهنگ عامه (Pop Culture) در زبان جدید، باعث میشود که مهاجر حتی در جمعهای شلوغ هم احساس تنهایی کند. تصور کنید در یک میهمانی هستید که همه به یک جوک محلی میخندند و شما تنها کسی هستید که معنای آن را نمیفهمید. این لحظات، دردناکترین لحظات غربت هستند.
اینجاست که نقش آموزشهای تخصصی زبان فراتر از گرامر اهمیت پیدا میکند. شما باید «زیستن» به آن زبان را بیاموزید. یادگیری اصطلاحات خیابانی، فهمیدن اخبار محلی و حتی تماشای برنامههای تلویزیونی محبوب آن کشور، ابزارهایی هستند که شما را به جامعه متصل میکنند و احساس بیگانگی را از بین میبرند.
در تندیس پارس، ما شاهد بودهایم که چگونه دانشجویانی که با نمرات عالی آیلتس یا تافل مهاجرت کردهاند، باز هم دچار افسردگی شدهاند؛ زیرا زبان آکادمیک با زبان زندگی متفاوت است. راه حل، نترسیدن از اشتباه و وارد شدن به بطن جامعه است.
زبان، کلید قفل تنهایی است. هر کلمه جدیدی که میآموزید، مانند آجری است که از دیوار انزوا برمیدارید و پلی به سوی دیگران میسازید. ما در کنار شما هستیم تا این مسیر را نه به عنوان یک اجبار آموزشی، بلکه به عنوان یک سفر درمانی برای بازیابی قدرت کلامی و روحیتان طی کنید.
تنهایی و غم غربت؛ وقتی خانه جدید بوی غریبی میدهد
تنهایی در مهاجرت، با تنهایی در وطن تفاوت ماهوی دارد. در وطن، شما حتی اگر تنها باشید، در یک بستر آشنا تنها هستید؛ صداها، نشانهها و اتمسفر شهر با شما حرف میزنند. اما در غربت، تنهایی با نوعی «خلاء معنایی» همراه است.
غم غربت (Homesickness) تنها دلتنگی برای افراد نیست، بلکه دلتنگی برای نسخهای از خودتان است که در آن محیط معنا داشت.
وقتی شبها به آپارتمان کوچک خود در یک شهر غریب برمیگردید و هیچ صدای آشنایی نمیشنوید، این سکوت میتواند به شدت آزاردهنده باشد. بسیاری از مهاجران برای فرار از این سکوت، به فضای مجازی پناه میبرند که متأسفانه در اغلب موارد، این کار مانند نوشیدن آب شور برای رفع تشنگی است؛ هرچه بیشتر زندگی بقیه را در ایران یا کشورهای دیگر میبینند، احساس جد ماندگی و تنهاییشان بیشتر میشود.
یکی از جنبههای خطرناک تنهایی در غربت، شکلگیری احساس «نامرئی بودن» است. فرد حس میکند که اگر امروز در این شهر ناپدید شود، هیچکس متوجه نخواهد شد. این حس، ریشه عزت نفس را میزند.
دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به تنهایی سفر کردهاند، بیشترین آسیب را از این ناحیه میبینند. آنها تمام روز را در کتابخانه یا کلاس درس میگذرانند، جایی که ارتباطات عمدتاً سطحی و عملکردمحور است، و شبها با باری از خستگی و تنهایی به اتاقهای کوچک خود بازمیگردند.
اینجاست که نقش پیدا کردن «دوست» و تشکیل یک «خانواده انتخابی» حیاتی میشود. انسان برای بقا به بازخورد عاطفی نیاز دارد و در غربت، این بازخورد باید به صورت آگاهانه ایجاد شود.
غم غربت معمولاً در ایام خاص مانند نوروز، شب یلدا، یا تولدها به اوج خود میرسد. در این زمانها، شکاف فرهنگی بین مهاجر و جامعه میزبان عمیقتر به نظر میرسد. در حالی که شهر در حال جشن گرفتن کریسمس یا هالووین است، مهاجر در درون خود برای سنتهایی عزاداری میکند که فرسنگها از آنها دور است.
راهکار مقابله با این وضعیت، نه انکار این احساسات، بلکه پذیرش آنها و در عین حال، ایجاد سنتهای جدید است.
شما باید بتوانید بین هویت قدیمی و محیط جدید خود آشتی برقرار کنید. تنهایی زمانی کشنده میشود که شما خود را در یک پیله محبوس کنید و منتظر بمانید تا دیگران به سراغ شما بیایند، در حالی که در فرهنگهای غربی، این شما هستید که باید برای ورود به دوستیها پیشقدم شوید.
سناریوی بسیاری از مهاجران موفق نشان میدهد که آنها تنهایی را به عنوان یک «دوره گذار» پذیرفتهاند و سعی کردهاند آن را با فعالیتهای معنادار پر کنند. اما فعالیتهای فردی مثل فیلم دیدن یا کتاب خواندن به تنهایی کافی نیست. روح انسان نیاز به «دیگری» دارد.
نیاز دارد که داستانهایش را تعریف کند و داستانهای دیگران را بشنود. معاشرت، صرفاً یک سرگرمی نیست؛ یک ضرورت بیولوژیکی برای تنظیم سیستم عصبی است.
وقتی شما با کسی صحبت میکنید و او با تکان دادن سر یا لبخند، حرف شما را تأیید میکند، مغز شما سیگنال «امنیت» دریافت میکند. در غربت، این سیگنالهای امنیت به شدت کمیاب هستند و باید برای به دست آوردنشان تلاش کرد.
تندیس پارس به عنوان همراه شما در این مسیر، همواره تأکید دارد که نباید اجازه دهید غم غربت به یک وضعیت مزمن تبدیل شود. اگر میبینید که بیش از حد در خاطرات گذشته غرق شدهاید و حالِ حاضر را از دست میدهید، زمان آن رسیده که تغییری ایجاد کنید.
تنهایی شما تقصیر شما نیست، اما مسئولیت خروج از آن با شماست. پیدا کردن دوستانی که تجربههای مشابه دارند، شرکت در گروههای داوطلبانه، و حتی رفتن به مکانهای عمومی شلوغ میتواند اولین قدمها باشد. به یاد داشته باشید که خانه، جایی نیست که در آن متولد شدهاید، بلکه جایی است که در آن یاد گرفتهاید چگونه پیوندهای انسانی جدید بسازید.
معجزه معاشرت؛ چگونه پیدا کردن دوست، درمان قطعی افسردگی است؟
روانشناسی مدرن ثابت کرده است که «ارتباطات اجتماعی» قویترین پیشبینیکننده طول عمر و سلامت روان است. برای یک مهاجر که با افسردگی مهاجرت دست و پنجه نرم میکند، معاشرت حکم یک داروی شفابخش را دارد. وقتی شما دوستانی پیدا میکنید، در واقع در حال ساختن یک «سیستم پشتیبان» هستید که در روزهای سخت از شما محافظت میکند.
دوست، کسی است که به شما احساس «دیده شدن» میدهد. در غربت، پیدا کردن دوست از ملیتهای مختلف، نه تنها زبان شما را تقویت میکند، بلکه جهانبینی شما را نیز وسعت میبخشد و باعث میشود بفهمید که رنجهای بشری چقدر به هم شبیه هستند. این درک مشترک، از بار تنهایی شما میکاهد.
اما چگونه باید در یک محیط غریب دوست پیدا کرد؟ بسیاری از ایرانیان به دلیل فرهنگ تعارفی و ساختار اجتماعی خاص ایران، در برخورد با خارجیها دچار سوءتفاهم میشوند. آنها منتظر صمیمیتهای سریع و عمیق هستند و وقتی با رفتارهای محترمانه اما سردِ اروپاییها یا نظمِ خشکِ آمریکاییها روبرو میشوند، عقبنشینی میکنند.
کلید موفقیت در معاشرت بینالمللی، «استمرار» و «فعالیتهای مشترک» است. دوستی در غربت معمولاً حول محور یک هدف مشترک شکل میگیرد: کلاس زبان، باشگاه ورزشی، گروههای کوهنوردی یا انجمنهای دانشجویی. تندیس پارس همواره دانشجویان را تشویق میکند که به جای انزوا در خوابگاه، در این فعالیتها مشارکت فعال داشته باشند.
معاشرت با افراد بومی (Locals) اهمیت ویژهای دارد. آنها راهنمایان شما در کشف لایههای پنهان جامعه هستند. از طریق آنهاست که شما با بازارهای محلی، تخفیفهای پنهان، قوانین نانوشته محیط کار و حتی شوخیهای رایج آشنا میشوید.
هرچه بیشتر با بومیها معاشرت کنید، ترس شما از محیط کمتر میشود و احساس «بیگانگی» جای خود را به احساس «شهروندی» میدهد. این تغییر فاز ذهنی، بزرگترین ضربه را به افسردگی مهاجرت میزند. وقتی شما حس کنید که بخشی از پازل آن شهر هستید، دیگر دلیلی برای غمگین بودن و گوشهگیری وجود نخواهد داشت.
البته نباید از قدرت جامعه همزبان غافل شد. پیدا کردن دوستان ایرانیِ سالم و مثبتاندیش در غربت، میتواند مانند یک لنگرگاه امن عمل کند. افرادی که درک میکنند چرا شما دلتنگ قرمهسبزی هستید یا چرا در فلان مناسبت غمگینید.
اما مراقب باشید که این گروهها به محفلی برای نالیدن و غر زدن مدام تبدیل نشوند. معاشرت سازنده آن است که شما را به جلو هل بدهد، به شما انگیزه یادگیری زبان بدهد و شما را برای ادغام بهتر در جامعه میزبان تشویق کند. در تندیس پارس، ما سعی میکنیم فضایی را ایجاد کنیم که مهاجران و دانشجویان بتوانند این تعادل را برقرار کنند.
در نهایت، باید بدانید که معاشرت یک مهارت است که نیاز به تمرین دارد. ممکن است در ابتدا سخت باشد، ممکن است با ریجکت شدن مواجه شوید یا مکالمات کوتاهی داشته باشید که به جایی نرسند، اما نباید ناامید شوید. هر تعامل اجتماعی کوچک، یک تمرین برای تقویت عضلات روانی شماست.
معجزه معاشرت در این است که به شما ثابت میکند شما تنها نیستید و دنیا، علیرغم تمام تفاوتها، هنوز جای امنی برای برقراری پیوند است. اگر به دنبال خروج از بنبست افسردگی مهاجرت هستید، همین امروز به یک گروه یا انجمن جدید ملحق شوید. تندیس پارس با شمارههای – – و – آماده است تا در این مسیر ارتباطی، راهنمای شما باشد.
نقش تندیس پارس در هموار کردن مسیر سازگاری و موفقیت مهاجران
تندیس پارس تنها یک موسسه یا مرکز مشاوره ساده نیست؛ ما خود را یک «پل» میدانیم. پلی میان آن زندگی که پشت سر گذاشتهاید و آن آیندهای که در سرزمین جدید به دنبالش هستید.
ماموریت اصلی ما این است که اجازه ندهیم استعدادهای درخشان مهاجران و دانشجویان ایرانی زیر آوار افسردگی مهاجرت و تنهایی دفن شود.
ما با درک عمیق از چالشهای زبانی، فرهنگی و روانی مهاجرت، برنامههایی را طراحی کردهایم که به فرد کمک میکند در کمترین زمان ممکن، خود را با محیط جدید وفق دهد. تمرکز ما بر توانمندسازی فرد در سه حوزه کلیدی است: تسلط زبانی کاربردی، سواد فرهنگی و شبکهسازی اجتماعی.
ما معتقدیم که یادگیری زبان باید در یک محیط امن و بدون قضاوت صورت بگیرد. بسیاری از مهاجران به دلیل ترس از تمسخر، در محیطهای بینالمللی سکوت میکنند. تندیس پارس با ایجاد کارگاههای تخصصی و جلسات گفتگوی آزاد، این سد را میشکند.
ما به شما یاد میدهیم که چگونه از زبان به عنوان یک ابزار برای «دوستیابی» استفاده کنید، نه فقط برای پاس کردن آزمونها.
اساتید و مشاوران ما خود تجربه زیسته در خارج از کشور را دارند و به خوبی میدانند که تفاوت بین دانستن گرامر و توانایی برقراری یک مکالمه صمیمانه در یک کافه چقدر زیاد است. این تفاوت، دقیقاً همان جایی است که افسردگی یا شادابی شما رقم میخورد.
علاوه بر جنبههای آموزشی، تندیس پارس به عنوان یک کاتالیزور برای ایجاد اجتماعات کوچک عمل میکند. ما دانشجویان و مهاجران را به هم متصل میکنیم تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.
شنیدن داستان موفقیت کسی که یک سال پیش در وضعیتی مشابه شما بوده و اکنون توانسته بر افسردگی مهاجرت غلبه کند و شغل رویاییاش را بیابد، امیدبخشترین چیزی است که میتوانید بشنوید.
ما جلسات شبکهسازی (Networking) منظمی را برگزار میکنیم که در آن، مهارتهای نرم (Soft Skills) مورد نیاز برای زندگی در غربت، از جمله نحوه برخورد در مصاحبههای کاری و اصول معاشرت در محیطهای آکادمیک، آموزش داده میشود.
حمایتهای ما شامل بخشهای روانشناختی نیز میشود. مشاوران ما با متدهای روز دنیا به شما کمک میکنند تا علائم افسردگی را شناسایی کرده و پیش از آنکه عمیق شوند، با آنها مقابله کنید.
ما به شما یاد میدهیم که چگونه با «اضطراب انطباق» کنار بیایید و چگونه خانهای بسازید که در آن احساس آرامش کنید. هدف ما این است که شما نه به عنوان یک «مهاجر منزوی»، بلکه به عنوان یک «شهروند جهانی موفق» شناخته شوید. تندیس پارس در تمام مراحل از لحظه تصمیمگیری تا سالهای پس از استقرار، در کنار شماست تا مطمئن شود که چراغ امید در دلتان خاموش نمیشود.
اگر در حال حاضر در خارج از ایران هستید و احساس میکنید سنگینی تنهایی و غربت بر شانههایتان فشار میآورد، یا اگر در آستانه مهاجرت هستید و از بابت سلامت روان خود نگرانی دارید، تعلل نکنید. ارتباط، اولین قدم برای درمان است. با کارشناسان ما در تندیس پارس تماس بگیرید ( – – یا – ).
ما به شما کمک میکنیم تا نقشهای جامع برای زندگی اجتماعی و حرفهای خود در کشور مقصد ترسیم کنید. به یاد داشته باشید که مهاجرت قرار بود شروع یک زندگی بهتر باشد، نه یک حبس انفرادی ذهنی. با هم، این مسیر را هموار خواهیم کرد.

استراتژیهای عملی برای مدیریت روزهای بحرانی و بازگشت به زندگی عادی
دومین استراتژی، «داوطلب شدن» (Volunteering) است. کارهای داوطلبانه یکی از سریعترین راهها برای ادغام در جامعه جدید و پیدا کردن دوست است.
وقتی شما به دیگران کمک میکنید، هورمونهای شادی در بدنتان ترشح میشود و احساس ارزشمندی میکنید. علاوه بر این، کارهای داوطلبانه رزومه شما را تقویت کرده و مهارتهای زبانیتان را در محیطی واقعی و بدون فشار کاری بهبود میبخشد. بسیاری از مهاجران موفق، اولین پیوندهای اجتماعی پایدار خود را از طریق خیریهها، پناهگاههای حیوانات یا انجمنهای محلی پیدا کردهاند.
سومین مورد، مدیریت مصرف رسانههای اجتماعی و ارتباط با وطن است. اگرچه تماس با خانواده حیاتی است، اما افراط در آن میتواند مانع از سازگاری شما شود. اگر تمام وقت آزاد خود را در تماس تصویری با ایران میگذرانید، در واقع اجازه نمیدهید که ذهنتان در محیط جدید مستقر شود.
سعی کنید تعادلی ایجاد کنید. به جای غرق شدن در اخبار منفی ایران یا حسرت خوردن برای دورهمیهای دوستانه در تهران، سعی کنید در محیط فعلی خود خاطره بسازید. تندیس پارس پیشنهاد میدهد که زمانهای مشخصی را برای تماس با خانواده تعیین کنید و بقیه زمان خود را به اکتشاف در شهر جدید و معاشرت با افراد حاضر در اطرافتان اختصاص دهید.
چهارمین راهکار، اهمیت دادن به سلامت جسمانی است. ورزش، به ویژه ورزشهای گروهی، تاثیر معجزهآسایی بر افسردگی مهاجرت دارد.
عضویت در یک باشگاه ورزشی یا یک تیم محلی، شما را در معرض تعاملات اجتماعی ناخودآگاه قرار میدهد. فعالیت بدنی باعث کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) شده و به شما کمک میکند تا خواب بهتری داشته باشید. همچنین، یادگیری آشپزی با مواد غذایی محلی میتواند حس پیوند با خاک جدید را در شما تقویت کند.
در نهایت، اگر احساس کردید که علائم افسردگی شدید شده و افکار ناامیدکننده بر شما غلبه کرده است، حتماً از کمک حرفهای استفاده کنید. در بسیاری از کشورها، خدمات مشاورهای برای مهاجران و دانشجویان در نظر گرفته شده است.
همچنین تندیس پارس با ارائه مشاورههای تخصصی و دورههای آموزشی، در کنار شماست تا از این بحران عبور کنید. فراموش نکنید که قویترین آدمها کسانی نیستند که هرگز نمیافتند، بلکه کسانی هستند که میدانند چگونه پس از افتادن، دوباره بلند شوند و مسیر را ادامه دهند. شمارههای – – و – همیشه برای راهنمایی شما در دسترس هستند.
مشاوره رایگان و ثبتنام در تندیس پارس:
02188109642 – 09371803708