افزایش خیرهکننده تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی، غولهای فناوری را وارد مسابقهای شتابزده برای احداث مراکز داده غولپیکر کرده است. اما این توسعه سرسامآور اکنون در شهرهایی مانند فیلادلفیا با مقاومت شدید مردمی مواجه شده؛ جایی که برنامهریزی برای ساخت زیرساختهای پردازشی جدید روی خاکسترهای صنایع آلودهکننده قدیمی، موجی از نگرانیهای زیستمحیطی را برانگیخته است.
رونق هوش مصنوعی و اشتای سیریناپذیر به انرژی و فضا
طی دو سال گذشته، توسعه مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و هوش مصنوعی مولد باعث شده تا شرکتهای بزرگ فناوری نظیر مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا به دنبال تامین منابع عظیم پردازشی باشند. سرورهای پیشرفته هوش مصنوعی که از پردازندههای گرافیکی سنگین استفاده میکنند، نسبت به مراکز داده سنتی به برق و سیستمهای سرمایشی بسیار بیشتری نیاز دارند.
این اشتیاق سیریناپذیر برای قدرت پردازشی، غولهای تکنولوژی را مجبور کرده تا به دنبال زمینهای پهناور با امکان دسترسی سریع به شبکه برق و آب باشند. با این حال، یافتن چنین مکانهایی بدون ایجاد تنشهای اجتماعی و شهری تقریباً غیرممکن شده است.
پرونده فیلادلفیا؛ وقتی تاریخ تلخ صنعتی تکرار میشود
طبق گزارش اختصاصی تککرانچ، خشم ملی علیه احداث مراکز داده هوش مصنوعی اکنون به شهر فیلادلفیا رسیده است. مقامات شهری و سرمایهگذاران، محلهای را برای احداث مرکز داده جدید پیشنهاد دادهاند که سالها زیر سایه آلودگیهای یک پالایشگاه نفت قدیمی و اکنون تعطیلالوجود زندگی کرده است.
ساکنان این مناطق که سالها از آلودگی هوا، بیماریهای تنفسی و آسیبهای زیستمحیطی ناشی از صنایع سنگین رنج بردهاند، امیدوار بودند پس از تعطیلی پالایشگاه، زمینهای منطقه به پروژههای سبز، پارکها یا فضاهای تجاری کمخطر اختصاص یابد. اما پیشنهاد ساخت یک مرکز داده غولپیکر هوش مصنوعی، موجی از ناامیدی و اعتراض را ایجاد کرده است.
چرا مراکز داده محلی برای اعتراضات عمومی شدهاند؟
بر خلاف تصور عمومی که فناوری را صنعتی «تمیز» و «بدون دودکش» میداند، مراکز داده هوش مصنوعی دارای اثرات زیستمحیطی ملموس و سنگینی هستند:
* مصرف بیرویه برق: مراکز داده جدید نیازمند صدها مگاوات (و حتی گیکاوات) برق هستند که فشار زیادی به شبکههای توزیع محلی وارد کرده و میتواند باعث افزایش قیمت برق برای شهروندان شود.
* مصرف زیاد آب: سیستمهای خنککننده این سرورها روزانه میلیونها لیتر آب مصرف میکنند که در دوران تغییرات اقلیمی و بحران کمآبی، تشدیدکننده نگرانهاست.
* اشتغالزایی پایین نسبت به مساحت: یک مرکز داده زمینهای بسیار وسیعی را اشغال میکند اما پس از پایان ساخت، تنها به چند دو جین نیروی کار برای نگهداری نیاز دارد؛ امری که سود اقتصادی مستقیمی برای اهالی محل ندارد.
* آلودگی صوتی: صدای مداوم فنهای خنککننده و ژنراتورهای پشتیبان دیزلی، کیفیت زندگی ساکنان اطراف را به شدت کاهش میدهد.
چالش «عدالت زیستمحیطی» در عصر دیجیتال
مفهوم «عدالت زیستمحیطی» (Environmental Justice) تأکید دارد که هیچ جامعهای، بهویژه محلههای کمدرآمد یا اقلیتها، نباید سهم نابرابری از بار آلودگیها و زیرساختهای زیانبار را دوش بکشند. پرونده فیلادلفیا نشان میدهد که چگونه صنعت فناوری—که همواره خود را پیشرو و مدرن معرفی میکند—در حال تکرار همان الگوهای قدیمی صنایع سنگین است.
شرکتهای فناوری مدعی هستند که استفاده از زمینهای خردشده و آلوده صنعتی قدیمی (Brownfields) بهترین راهکار برای عدم آسیب به زمینهای کشاورزی و بکارت طبیعت است. اما اهالی این مناطق معتقدند که محلههای آنها نباید به زبالهدان یا سوله زیرساختهای غولهای کالافورنیا تبدیل شود.
آینده توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی
برای اینکه توسعه هوش مصنوعی پایدار بماند، شرکتهای بزرگ باید رویکرد خود را تغییر دهند. استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر اختصاصی (مانند نیروگاههای خورشیدی و هستهای کوچک)، بهرهگیری از تکنولوژیهای خنککننده مایع بدون مصرف آب و مهمتر از همه، تعامل شفاف و سازنده با جوامع محلی از پیششرطهای اصلی ادامه این رونق تکنولوژیک خواهد بود.
نتیجهگیری
رونق هوش مصنوعی نویدبخش جهشهای بزرگ علمی و اقتصادی است، اما این پیشرفت نباید به قیمت نادیده گرفتن حقوق شهروندان و تخریب زیستبومهای شهری تمام شود. تقابل امروز در فیلادلفیا هشداری جدی به شرکتهای فناوری است که اگر ابعاد زیستمحیطی و اجتماعی توسعه خود را مدیریت نکنند، با دیوار محکم مقاومتهای مردمی و مقررات سختگیرانه مواجه خواهند شد.
منبع خبر: این مطلب بر اساس گزارهای از وبسایت TechCrunch (منتشر شده در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶) تنظیم و بازنویسی شده است.
---